کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۶۸ - رندانه بیا ساقی و خمخانه به دست آر...

1

رندانه بیا ساقی و خمخانه به دست آر

دستی بزن و ساغر و پیمانه به دست آر

2

ذوق ار طلبی یک نفسی همدم ما شو

در مجلس ما منصب شاهانه به دست آر

3

دل خلوت عشق است در او عقل نگنجد

رو صاحب این خانه و آن خانه به دست آر

4

سر بر قدم او نه و جان نیز بر آن هم

گر دست دهد دامن جانانه به دست آر

5

سردار شود هر که رود بر سر دارش

این مرتبه عالی شاهانه به دست آر

6

در کنج دلت گنج خوشی هست طلب کن

نقدی تو از این گوشه ویرانه به دست آر

7

از بندگی سید مستان خرابات

جامی بستان و می مستانه به دست آر

متن شعر کپی شد.