کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۷۳ - به کام ماست می و جام و جسم و جان هر چار...

1

به کام ماست می و جام و جسم و جان هر چار

چه خوش بود که بود یار آن چنان هر چار

2

حباب و قطره و دریا و موج را دریاب

به عین ما نظری کن یکی است آن هر چار

3

چهار حرف بگیر و خوشی بگو الله

یگانه باش و یکی را روان بخوان هر چار

4

حریف سرخوش و ساقی مست و جام شراب

امید هست که باشند جاودان هر چار

5

چهار طبع مخالف موافقت کردند

ببین مخالفت این مخالفان هر چار

6

یکی است اول و آخر چو ظاهر و باطن

چهار اسم مسمی یکی بدان هر چار

7

چهار یار رسولند دوستان خدا

به دوستی یکی دوست دارشان هر چار

8

چهار مرتبه سید تنزلی فرمود

ترقئی کن و می جو ز عاشقان هر چار

متن شعر کپی شد.