کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۸۳ - صبحدم شد آفتابی آشکار...

1

صبحدم شد آفتابی آشکار

عالمی در رقص آمد ذره وار

2

غیر او نقش خیالی بیش نیست

عقل گو نقش خیالی می نگار

3

گر کناری گیری از خود در میان

یار خود بینی گرفته در کنار

4

عشق بازی کار بیکاران بود

عاقلش با کار بی کاران چه کار

5

آب رو می نوش از جام حباب

آن یکی در هر یکی خوش می شمار

6

صدهزار آئینه پیش خود بنه

معنیش یک بین به صورت صد هزار

7

نعمت الله ما و سید آفتاب

شمس با ماه است و ماهش پرده دار

متن شعر کپی شد.