کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۸۷ - بنده خود ز خاک ره بردار...

1

بنده خود ز خاک ره بردار

یک زمانی مرا به من بگذار

2

جان سپاری کنم به دیده و سر

گر تو گوئی که جان روا بسپار

3

ای دل ار عاشقی بیا می نوش

تا که گردی ز عمر برخوردار

4

ذوق عاقل مجو تو از عاقل

روی چون گل به نوک خار مخار

5

کار ما عاشقی و میخواریست

دولت این دولتست و کار این کار

6

گنج داری و بینوا گردی

کنج دل جوی و گنج را بردار

7

بر سر دار اگر نهی قدمی

نعمت الله بود تو را سردار

متن شعر کپی شد.