کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۹۷ - من سودازده با عشق درافتادم باز...

1

من سودازده با عشق درافتادم باز

دل به دست سر زلف صنمی دادم باز

2

آستان در او قبله حاجات من است

روی خود بر در آن میکده بنهادم باز

3

کار رندان جهان بسته نماند دیگر

چون من مست در میکده بگشادم باز

4

می خورم جام غم انجام به شادی ساقی

غم ندارم ز کس و عاشق و دلشادم باز

5

هست بنیاد من از عاشقی و میخواری

رفته ام بر سر آن قصه و بنیادم باز

6

نکنم عیب اگر توبه شکستم دیگر

یافتم آب حیاتی و در افتادم باز

7

بنده بندگی سید سرمستانم

از چنین بندگئی بنده آزادم باز

متن شعر کپی شد.