کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۱۲ - دیده نقشی چو خیال تو ندیده هرگز...

1

دیده نقشی چو خیال تو ندیده هرگز

گوش قولی چو کلامت نشنیده هرگز

2

سالها باد صبا بر سر کویت گردید

به سراپرده وصلت نرسیده هرگز

3

گرچه نقاش بسی نقش کند صورتها

همچو تو صورت خوبی نکشیده هرگز

4

عاشق مست ، مدام این می ما می نوشد

عقل یک جرعه ازین می نچشیده هرگز

5

دوش تا روز رسیدم به مراد دل خویش

بر کسی صبح چنین خوش ندمیده هرگز

6

چشم ما روشن از آنست که رویش دیده

در چنین دور چنان دیده که دیده هرگز

7

نفس سید ما جان به جهان می بخشد

به از این هیچ هوائی نوزیده هرگز

متن شعر کپی شد.