کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۱۵ - دل به دست زلف او دادیم باز...

1

دل به دست زلف او دادیم باز

با پریشانی در افتادیم باز

2

بر امید آنکه بر ما بگذرد

رو به خاک راه بنهادیم باز

3

در خرابات مغان مستانه ایم

خوش در میخانه بگشادیم باز

4

توبه بشکستیم فارغ از خمار

داد خود از جام می دادیم باز

5

عقل بود استاد و ما مزدور او

این زمان استاد استادیم باز

6

غم بسی خوردیم از هجران ولی

از وصال یار دلشادیم باز

7

بنده سید شدیم از جان و دل

از غلام و خواجه آزادیم باز

متن شعر کپی شد.