کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۵۳ - ساقی سرخوش ما همدم ما می بینش...

1

ساقی سرخوش ما همدم ما می بینش

جام می را به کف آور به صفا می بینش

2

آفتابیست که بر هر دو جهان تافته است

می نماید به تو روشن همه جا می بینش

3

نقش بستیم خیال رخ او بر دیده

خوش خیالیست در این دیده ما می بینش

4

خیز و آئینه از مردم بینا بطلب

بنشین در نظر ما و خدا می بینش

5

نور چشمست که چشمت ابدا روشن باد

برو ای نور دو چشم و ابدا می بینش

6

گر جفائی کند آن دوست به جان منت دار

بکش آن جور ولی لطف و وفا می بینش

7

بنده با سید سرمست حریف است مدام

پادشاهی به کرم یار گدا می بینش

متن شعر کپی شد.