کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۵۵ - عشق آمد و جام می به دستش...

1

عشق آمد و جام می به دستش

جانم به فدای چشم مستش

2

برخواست بلا و فتنه بنشست

از قد بلند و زلف پستش

3

بنشست به تخت دل چو شاهی

یا رب چه خوشست این نشستش

4

صد توبه به یک کرشمه شکست

سرمستی چشم می پرستش

5

ای عقل برو که عشق سرمست

عهد من و توبه هم شکستش

6

در مذهب عشق هیچ بد نیست

نیک است هر آنچه عشق هستش

7

رندیم و حریف نعمت الله

سر بر قدم و به دست دستش

متن شعر کپی شد.