کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۶۲ - دیده ندیده هرگز نقش خیال غیرش...

1

دیده ندیده هرگز نقش خیال غیرش

در خلوت دل ما نبود مجال غیرش

2

ما را چو التفاتی بر حال خود نباشد

کی التفات باشد ما را به حال غیرش

3

نوشیم درد دردش شادی روی رندان

ما را چه کار آید آب زلال غیرش

4

نور جمال جانان دیده به نور او دید

در چشم ما نیاید حسن جمال غیرش

5

در آینه نظر کن تمثال خویش بنگر

زنهار تا نگوئی آنکه مثال غیرش

6

نقشیست یا خیالی آن نقش ما نبینیم

در خواب اگر نماند نقش خیال غیرش

7

از آفتاب حسنش هر ذره ماهروئی

آخر چه نقش بندد شکل هلال غیرش

8

گر عمر لایزالی خواهی چو ما بیابی

از خویشتن فنا شو هم از زوال غیرش

9

غیرت نمی گذارد تا غیر او درآید

بی وصل او نخواهد سید وصال غیرش

متن شعر کپی شد.