کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۶۳ - وش مطربیست عشقش بنواخت باز سازش...

1

وش مطربیست عشقش بنواخت باز سازش

آسوده جان عشاق از ساز دلنوازش

2

خواهی که بازیابی رمزی ز راز معشوق

می باش عاشقانه با محرمان رازش

3

جانی که نو نیاز است جانان به جان گدازد

یا رب که آفرین باد بر جان نو نیازش

4

ساقی به صاف درمان ما را علاج می کن

باز آ به درد دردش خوش خوش دوا بسازش

5

آن یار نازنینم زارم گذاشت بازم

شکرانه جان ببازم گرآورند بازش

6

جام جم است عالم پر می ز خم وحدت

نوشم می حقیقت از ساغر مجازش

7

ذوقیست عاشقان را با جان نعمت الله

ذوق خوشی طلب کن از جان پاکبازش

متن شعر کپی شد.