کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۶۵ - بیا ای صوفی صافی می جام صفا درکش...

1

بیا ای صوفی صافی می جام صفا درکش

بیاور دردی دردش به امید دوا درکش

2

حریف بزم رندان شو چرا مخمور می گردی

ز دست ساقی باقی می جام بقا درکش

3

سر کوی بلای او مقام مبتلایان است

اگر تو از بلا ترسی عنان از کربلا درکش

4

ز خاک پاک سرمستی اگر گردی به دست آری

روان در دیده جانت بسان توتیا درکش

5

خراباتست و می درجام و او معشوق می خواران

اگر تو عاشق اوئی به عشق او بیا درکش

6

اگر در بزم جانبازان زمانی فرصتی یابی

اجازت خواه مستانه بیا و خوش مرا درکش

7

سوی الله را وداعی کن مرید نعمت الله شو

قدم در ملک باقی نه رقم گرد فنا درکش

متن شعر کپی شد.