کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۷۲ - درد دردش دردخواری بایدش...

1

درد دردش دردخواری بایدش

دردمندی بردباری بایدش

2

گر بنالد بلبلی عیبش مکن

عاشق است و گلعذاری بایدش

3

دل به دلبر جان به جانان می دهد

هر که او وصل نگاری بایدش

4

رند سرمستی که می نوشد مدام

خوش حریفی و کناری بایدش

5

در چنین میدان که ما گوئی زدیم

پادشاهی شهسواری بایدش

6

دل بود آئینه او آئینه دار

آینه آئینه داری بایدش

7

یار یاران ترک اغیاران کند

گرچه سید یار غاری بایدش

متن شعر کپی شد.