کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۸۶ - بیا که عاشق مستیم و همدمان موافق...

1

بیا که عاشق مستیم و همدمان موافق

بیار جام شرابی بده به عاشق صادق

2

دوای صاف نخواهیم درد درد بیاور

که جان خسته ما راست درد درد موافق

3

حضور شاهد غیب است وسرخوشان موحد

سخن ز وحدت ما گو مگو حدیث خلایق

4

امیر بزم جهانیم و شاه ما ساقی است

چه جای لیلی و مجنون چقدر عذرا و وامق

5

برای دیدن یار است دیده ها همه بینا

ز بهر ذکر حبیب است زبانها همه ناطق

6

اگر نه مرد مجازی نگر تو از سر تحقیق

حقیقت همه حقست نزد اهل حقایق

7

درون خلوت سید وثاق اوست همیشه

اگرچه نیست خرابه در او نشیمن و لایق

متن شعر کپی شد.