کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۰۳ - اگر ذوق خوشی خواهی حریفی کن دمی بادل...

1

اگر ذوق خوشی خواهی حریفی کن دمی بادل

و گر جانانه می جوئی فدا کن جان خود با دل

2

تو چون پروانه ای عقل و ما چون شمع و عشق آتش

تو را دامن همی سوزد به عشق او و ما را دل

3

دلم بحر است و جان گوهر تنم کشتی و من ملاح

زهی گوهر زهی کشتی زهی ملاح دریا دل

4

خراباتست و رندان مست و ساقی جام می بر دست

بهای جرعه صدجان چه قدرش هست اینجا دل

5

به امیدی که در غربت به کام دل رسم روزی

غریبی می کشم دائم ندارد میل ماوا دل

6

اگر نه وصل او باشد نباشد جان ما را ذوق

و گر نه عشق او بودی نبودی هیچ با ما دل

7

حریف نعمت اللهم که میر می پرستانست

چه خوش رندی که از ذوقش شود سرمست جان دل

متن شعر کپی شد.