کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۱۳ - در خرابات مغان مست و خراب افتاده ایم...

1

در خرابات مغان مست و خراب افتاده ایم

توبه بشکستیم و دیگر در شراب افتاده ایم

2

در خیال آن که بنماید خیال او به خواب

نقش بستیم آن خیال و خوش به خواب افتاده ایم

3

در به دست زلف او دادیم و در پا می کشد

لاجرم چون زلف او در پیچ و تاب افتاده ایم

4

آب چشم ما به هر سو رو نهاده می رود

ما چنین تشنه ولی در غرق آب افتاده ایم

5

آفتاب لطف او بنواخت ما را از کرم

روشن است احوال ما بر آفتاب آفتاده ایم

6

سید رندیم و با ساقی حریفی می کنیم

بر در میخانه مست و بی حجاب افتاده ایم

7

بر سر کوی محبت ما و چون ما صد هزار

جان به جانان داده ایم و بی حساب افتاده ایم

متن شعر کپی شد.