کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۱۷ - چه خوش باشد گرت باشد فراغت از همه عالم...

1

چه خوش باشد گرت باشد فراغت از همه عالم

فراغت خوش بود جانا اگر چه باشد آن یک دم

2

اگر همدم همی خواهی چو ما با جام همدم شو

و گر محرم همی جوئی مجو جز خویش را محرم

3

خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست

بیا و نوش کن جامی که خوش وقتی شوی در دم

4

خیال نقش روی او و نور دیده ما بین

که سرمستانه در خلوت نشسته هر دو خوش با هم

5

دوای دردمندان است و درد عشق او

خبر از ما کسی دارد که نوشد می ز جام جم

6

شراب شوق می نوشم سخن از عشق می گویم

رایه الله فی عینی و عینی عینه فافهم

7

برو ای عقل سرگردان که من مستم تو مخموری

حریف نعمت اللهم فراغت دارم از عالم

متن شعر کپی شد.