کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۳۳ - عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدم...

1

عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدم

آشنائی یافتم ازخویش بیگانه شدم

2

رشته شمع وجودم آتش عشقش بسوخت

عارفانه با خبر از ذوق پروانه شدم

3

آمدم رندانه در کوی خرابات مغان

جام می را نوش کردم باز مستانه شدم

4

مدتی با زاهدان در زاویه بودم مقیم

چون ندیدم حاصلی دیگر به میخانه شدم

5

راز جانانه اگر جوئی بجو از جان من

زان که جان کردم فدا همراز جانانه شدم

6

خم می را سر گشودم جام می دارم به دست

توبه را بشکستم و در بند پیمانه شدم

7

چشم مست نعمت الله در نظر دارم مدام

عیب من کم کن اگر سرمست و دیوانه شدم

متن شعر کپی شد.