غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۱۰۴۰ - گر بر افروزد آتش در دم...
1
گر بر افروزد آتش در دم
عالمی سوخته شود در دم
2
مرد گردن به بند در دینم
کشته عشق و مرده دردم
3
داده ام دل بدست باد صبا
به هوائی که خاک او گردم
4
فاش کردند راز پنهانم
اشک گلگون و چهره زردم
5
ساقیا جام می به سید ده
که من از توبه توبه ای کردم