کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۴۶ - شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرم...

1

شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرم

همچو پروانه به عشق آیم و در برگیرم

2

تا کنم مجلس عشاق منور چون شمع

از سرم تا به قدم سوزد و خوشتر گیرم

3

من که بیمار تو ام گر قدمی رنجه کنی

باز خوشدل شوم و زندگی از سرگیرم

4

دامن دولت وصل تو اگر دست دهد

دل فدا کرده و جان داده به بر درگیرم

5

گر حجابی است میان من و تو جان عزیز

حکم فرما که روانش ز میان برگیرم

6

مدتی شد که ره عقل همی پیمایم

وقت آمد که ز عشقت ره دیگر گیرم

7

همچو سید به سراپرده میخانه روم

ترک این زهد ریائی مکدر گیرم

متن شعر کپی شد.