کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۵۷ - تا گلی از گلستانش چیده ام...

1

تا گلی از گلستانش چیده ام

بر لب غنچه بسی خندیده ام

2

ماه در چشمم نمی آید تمام

کافتاب حسن او را دیده ام

3

هر کجا جام مئی آمد به دست

شادی او خوش خوشی نوشیده ام

4

تا توانستم به عشق عاشقان

در طریق عاشقی کوشیده ام

5

ز آتش عشقش چو خم می فروش

نیک مستانه به خود جوشیده ام

6

رندم و رندان مریدان منند

پیرم و رندی بسی ورزیده ام

7

می نمایم نعمت الله را چو نور

گرچه از چشم همه پوشیده ام

متن شعر کپی شد.