کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۷۴ - رفتم به در خانه میخانه نشستم...

1

رفتم به در خانه میخانه نشستم

آن توبه سنگین به یکی جرعه شکستم

2

گر عاقل مخمور مرا خواند به مجنون

منعش مکن ای عاشق سرمست که هستم

3

در هر دو جهان غیر یکی را چو ندیدم

شک نیست که هم غیر یکی را نپرستم

4

سرمست شرابم نه که امروز چنینم

از روز ازل تا به ابد عاشق و مستم

5

در خواب گرفتم سر دستی که چه گویم

خوش نقش خیالیست که افتاد به دستم

6

گفتند که در کوی خرابات حضوریست

برخاستم و رفتم و آنجا بنشستم

7

سید کرمی کرد و مرا خواند به بنده

من هم کمر خدمت او چست ببستم

متن شعر کپی شد.