کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۰۹ - من ترک می و صحبت رندان نتوانم...

1

من ترک می و صحبت رندان نتوانم

از جان گذرم وز سر جانان نتوانم

2

گوئی که برو توبه کن از باده پرستی

زنهار مگو خواجه که من آن نتوانم

3

بی زاهد و بی صومعه عمری بتوان بود

لیکن نفسی بی می و مستان نتوانم

4

صدخانه توانم که به یک دم بگذارم

ترک در میخانه رندان نتوانم

5

با عشق در افتادم و تدبیر ندارم

در درد گرفتارم و درمان نتوانم

6

راز دل و دلدار نخواهم که بگویم

اما چه توان کرد چو پنهان نتوانم

7

با سید رندان خرابات حریفم

منکر شدن حال حریفان نتوانم

متن شعر کپی شد.