کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۱۰ - من ترک می و صحبت رندان نتوانم...

1

من ترک می و صحبت رندان نتوانم

یک لحظه جدائی ز حریفان نتوانم

2

بی ساغر و بی شاهد و بی می نتوان بود

بی دلبر و بی مجلس جانان نتوانم

3

هرگز ندهم جام می ازدست زمانی

جان است رها کردن آسان نتوانم

4

گوئی که بکن توبه ازین باده پرستی

زنهار مگو خواجه که من آن نتوانم

5

سریست مرا در سر و با کس نتوان گفت

دردیست مرا در دل و درمان نتوانم

6

در کوی خرابات مغان مست و خرابم

بودن نفسی بی می و مستان نتوانم

7

در دیده من نقش خیال رخ سید

نوریست که پیدا شده پنهان نتوانم

متن شعر کپی شد.