غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۱۱۱۳ - دولت وصل یار می بینم...
1
دولت وصل یار می بینم
کام دل در کنار می بینم
2
همه روشن به نور او نگرم
گر یکی ور هزار می بینم
3
آنکه از چشم مردمست نهان
روشن و آشکار می بینم
4
هر خیالی که نقش می بندم
نور روی نگار می بینم
5
خانه دل که رفته ام از غیر
خلوت یار غار می بینم
6
این عجایب که دید یا که شنید
که یکی بیشمار می بینم
7
نعمت الله را چو می نگری
از نبی یادگار می بینم