کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۱۴ - به عشق چشم بیمارت دلم بیمار می بینم...

1

به عشق چشم بیمارت دلم بیمار می بینم

ولی از نوش سیراب لبت تیمار می بینم

2

همیشه چشم سرمست تو را مخمور می یابم

ولی در عین سرمستی خوش و هشیار می بینم

3

لب لعلت چو می بوسم حدیثی باز می گویم

از آن طوطی نطق خود شکر گفتار می بینم

4

نهال سرو بالای تو را بر دیده بنشانم

چه نخلست اینکه چشم خویش برخوردار می بینم

5

به عالم هر کجا حسن رخ خوبی که می باشد

خیال عکس خورشید جمال یار می بینم

6

ببین بی روی جانانه چه باشد حال جان و دل

چو بی گل خاطر بلبل چنین افکار می بینم

7

چو سید صوفی صافی که باشد ساکن خلوت

ز عشقت بر سر بازار شسته زار می بینم

متن شعر کپی شد.