کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۱۷ - نظری می کنم و وجه خدا می بینم...

1

نظری می کنم و وجه خدا می بینم

روی آن دلبر بی روی و ریا می بینم

2

بر جمالش همگی صورت جان می نگرم

وز کمالش همه تن لطف و وفا می بینم

3

نه به خود می نگرم صنع خدا تا دانی

بلکه من صنع خدا را به خدا می بینم

4

ترک آن قامت و بالاش نگویم به بلا

گرچه از قامت و بالاش بلا می بینم

5

مردم دیده ما غرقه به خون نظرند

هر طرف می نگرم چشمه لا می بینیم

6

صوفی صومعه خلوت معنی شده ام

لاجرم صورت می صاف و صفا می بینم

7

جان سید شده آئینه جانان به یقین

عشق داند ز کجا تا به کجا می بینم

متن شعر کپی شد.