کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۳۸ - وقت ما خوش شد که ما ملک گدائی یافتیم...

1

وقت ما خوش شد که ما ملک گدائی یافتیم

تاج و تخت خسروی از بینوائی یافتیم

2

این سعادت بین که چون گنج قناعت شد پدید

خاتم ملک سلیمان در گدائی یافتیم

3

سر به زیر پا درآوردیم تا سرور شدیم

پیروی کردیم از آن پس بینوائی یافتیم

4

نقد گنج او بسی در کنج دل ما دیده ایم

دولت جاوید و گنج پادشاهی یافتیم

5

از سر همت قدم بر هستی خود تا زدیم

چون ز خود بیگانه گشتیم آشنائی یافتیم

6

چون همایان جیفه پیش کرکسان انداختیم

لاجرم بر کرکسان اکنون همائی یافتیم

7

نعمت الله راز خود با رازداران بازگو

هست ما چون نیست شد هست خدائی یافتیم

متن شعر کپی شد.