کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۳۹ - تا ز درد دل دوائی یافتیم...

1

تا ز درد دل دوائی یافتیم

درد خوردیم و صفائی یافتیم

2

تا که بیگانه شدیم از خویشتن

ناگهانی آشنائی یافتیم

3

گنج او در کنج ویران دیده ایم

با تو کی گوئیم جائی یافتیم

4

تا از این هستی خود فانی شدیم

جاودان از وی بقائی یافتیم

5

در خرابات مغان با عاشقان

ساقی و خلوت سرائی یافتیم

6

بینوا گشتیم در عالم بسی

تا نوا از بینوائی یافتیم

7

نعمت الله را به دست آورده ایم

از خدای خود عطائی یافتیم

متن شعر کپی شد.