کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۴۲ - دل در آن زلف پرشکن بستیم...

1

دل در آن زلف پرشکن بستیم

لاجرم توبه باز بشکستیم

2

مدتی عقل درد سر می داد

عشق آمد ز عقل وارستیم

3

خلوت دیده را صفا دادیم

با خیال نگار بنشستیم

4

ما ز خود فانی و به او باقی

ما به خود نیست و به او هستیم

5

جان ما راست ذوق پیوسته

جان به جانان خویش پیوستیم

6

عقل مخمور را چه کار اینجا

ما حریفان رند سرمستیم

7

بندگانه به خدمت سید

کمری بر میان جان بستیم

متن شعر کپی شد.