کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۴۷ - ما ز می شوق او عاشق و مست آمدیم...

1

ما ز می شوق او عاشق و مست آمدیم

بر سر کوی مغان باده پرست آمدیم

2

بیشتر از این ظهور ، خورده شراب طهور

ساقی ما گشته حور زان همه مست آمدیم

3

چون که بیامد چو جان ، دوست درآن لامکان

گفت به ما این زمان بهر نشست آمدیم

4

این دل ما خوش شده چون که رسید این خبر

چند روی در به در جام به دست آمدیم

5

چون که درون دلم گشت نهان دلبرم

گفت به ما این زمان دست به دست آمدیم

6

ساغر و ساقی ما جمله توئی والسلام

عشق نگوید تمام جمله ز هست آمدیم

7

دوست درین یک چله کرد چنین غلغله

جمله در آن سلسله عشق پرست آمدیم

8

هر سحری آن نگار برد مرا نزد یار

کرد مرا بی قرار نیست ز هست آمدیم

9

سید دریا شکاف شست فکنده به بحر

در طلب عشق او جمله به شست آمدیم

متن شعر کپی شد.