غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۱۱۵۳ - هر آن نقشی که بر دیده کشیدیم...
1
هر آن نقشی که بر دیده کشیدیم
به جز نور جمال او ندیدیم
2
به گرد نقطه چون پرگار گشتیم
به آخر هم بدان اول رسیدیم
3
چو قطره غرق بحر عشق گشتیم
محیطی را به یک دم در کشیدیم
4
خراباتست و ما مست و خرابیم
ز هر خم مئی جامی چشیدیم
5
به عالم نعمت الله را نمودیم
از آن دم روح در مردم دمیدیم