کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۶۱ - خیزید که تا جام شرابی به کف آریم...

1

خیزید که تا جام شرابی به کف آریم

این یک دو نفس عمر به ضایع نگذاریم

2

یک دم که ز ما فوت شود بی می و معشوق

شک نیست که آن دم ز خیالش نگذاریم

3

هر جام پر از می که بیابیم بنوشیم

با همنفسی عمر عزیزش به سر آریم

4

جان در تن ما عشق نهاده به امانت

امید که بر خاک در او بسپاریم

5

بزمیست ملوکانه و رندان همه سرمست

گر باده ننوشیم در اینجا به چه کاریم

6

آن عهد که با ساقی سرمست ببستیم

تا روز قیامت به همان قول و قراریم

7

روشن شده ازنور رخش دیده سید

خوش نقش خیالی است که بر دیده نگاریم

متن شعر کپی شد.