کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۶۸ - اجازت گر دهد دلبر به پای او سر اندازیم...

1

اجازت گر دهد دلبر به پای او سر اندازیم

سر اندازیم در پایش بپا انداز جانبازیم

2

خیال نقش روی او همیشه در نظر داریم

نمی بینیم جز رویش به غیر او نپردازیم

3

میان ما و او سریست غیر ما نمی داند

رقیبان غافلند از ما که چون محرم رازیم

4

اگر جانان بفرماید که جان و تن براندازیم

به جان او که این هر دو حجاب از رو بر اندازیم

5

نگار نازنین ما اگر نازی کند باری

نیازاریم ما ازجان به پیش ناز او نازیم

6

در آ در بحر ما با ما که ما موجیم و او دریا

به عینه ما یکی باشیم به اسم و رسم می نازیم

7

بیا ای سید مستان که ما رندان خوش باشیم

بیاور ساغر پر می که با وی نیک دمسازیم

متن شعر کپی شد.