کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۷۶ - تا به نور روی خوب او جمالش دیده ایم...

1

تا به نور روی خوب او جمالش دیده ایم

همچو دیده گرد عالم سر به سر گردیده ایم

2

در بهشت جاودان گشتیم با یاران بسی

عارفانه میوه ها از هر درختی چیده ایم

3

هرچه آمد در نظر آورد از آن حضرت خبر

لاجرم از یک به یک نیکو خبر پرسیده ایم

4

در خرابات مغان مستیم و با رندان حریف

جام می شادی روی عاشقان نوشیده ایم

5

ما به تخت نیستی خوش در عدم بنشسته ایم

فرش هستی سر به سر بر همدگر پیچیده ایم

6

دیگران از خود سخن گفتند ما گوئیم از او

این چنین قول خوشی از دیگران نشنیده ایم

7

نعمت الله در همه آئینه روشن نمود

آن چنان نور خوشی روشن به نورش دیده ایم

متن شعر کپی شد.