کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۷۸ - تا خیال روی او در آب دیده دیده ایم...

1

تا خیال روی او در آب دیده دیده ایم

در هوایش همچو دیده سو به سو گردیده ایم

2

نقشبندی می کند هر دم خیالش درنظر

این چنین نقشی ندیدستیم و هم نشنیده ایم

3

شاه ما گوشه نشینان دوست می دارد از آن

با خیالش خلوتی در گوشه ای بگزیده ایم

4

بلبل مستیم و در گلشن نوائی می زنیم

تا گلی از گلستان وصل جانان دیده ایم

5

زاهد بیچاره مسکین به عمر خود ندید

آنچه ما از جرعه ای جام شرابی دیده ایم

6

ما لب خود را به آب زندگانی شسته ایم

تا لب جامی به کام جان خود بوسیده ایم

7

نعمت الله ساقی و ما عاشقان باده نوش

عاشقانه جام می شادی او نوشیده ایم

متن شعر کپی شد.