غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۱۲۰۶ - ما ساقی سرمست خرابات جهانیم...
1
ما ساقی سرمست خرابات جهانیم
سلطان سراپرده میخانه جانیم
2
ما آب حیاتیم که از جوی وجودیم
ما گوهر روحیم که در جسم روانیم
3
جامیم و شرابیم به معنی و به صورت
گنجیم و طلسمیم و هویدا و نهانیم
4
این حرفه که معشوق خود و عاشق خویشیم
هر چیز که ما طالب آنیم همانیم
5
گرچه نگرانند به ما خلق جهانی
در آینه خویش به خود ما نگرانیم
6
بی زهد توانیم که عمری به سر آریم
بی جام می عشق زمانی نتوانیم
7
آوازه درافتاد که ما مست خرابیم
والله به سر سید عالم که چنانیم