کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۳۰ - دل که باشد گر نباشد بنده فرمان من...

1

دل که باشد گر نباشد بنده فرمان من

جان چه ارزد گر نورزد عشق با جانان من

2

من که باشم گر نباشم بنده فرمان او

می برم فرمان او زان شد روان فرمان من

3

در دل من عشق او گنجی است در ویرانه ای

گنج اگر خواهی بجو کنج دل ویران من

4

مجلس عشقست و من سرمست و با رندان حریف

ساقیا جامی که نوشم شادی یاران من

5

دردمندانه بیا دردی دردم نوش کن

تا بدانی ذوق داروی من و درمان من

6

ناله دلسوز من از حال جان دارد خبر

ناله ام بشنو که گوید با تو حال جان من

7

من ایاز حضرت محمود خویشم ای عزیز

بندگی سید محمود من سلطان من

متن شعر کپی شد.