کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۳۷ - ساقی سرمست رندان می دهد جامی به من...

1

ساقی سرمست رندان می دهد جامی به من

وز لب او می رسد هر لحظه پیغامی به من

2

گاه زلفش می فشاند گاه بر رو می نهد

می نماید روز و شب صبحی و خوش شامی به من

3

منشی دیوان اعلی از قضا و از قدر

می نویسد خوش نشانی می نهد نامی به من

4

من دعا گویم دعای دولتش گویم مدام

در عوض او می دهد هر لحظه دشنامی به من

5

در خرابات مغان مست و خراب افتاده ایم

هرچه خواهد گو بگو علم کالانعامی به من

6

دام و دانه می نهد صیاد حسن از زلف و خال

تا بگیرد مرغ روحی می کشد دامی به من

7

در رسالت هرچه می بینم رسول خضر شد

هر نفس می آورند از غیب پیغامی به من

8

نعمت الله مجلس رندانه آراسته

چشم مستش می دهد در هر نظر جامی به من

متن شعر کپی شد.