کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۵۱ - چشم بگشا و جمال او ببین...

1

چشم بگشا و جمال او ببین

نور روی او به او نیکو ببین

2

جام می با یکدگر خوش نوش کن

صورت و معنی این هر دو ببین

3

جام ما باشد حباب و آب می

سو به سو گردد روان هر سو ببین

4

صدهزار آئینه دارد یار من

در همه آئینه او یک رو ببین

5

دامن دلق دو توئی پاره کن

یوسف و پیراهن یک تو ببین

6

روی او بینم به نور روی او

من چنین می بینم او را تو ببین

7

سیدم آئینه گیتی نماست

هرچه می خواهی به نور او ببین

متن شعر کپی شد.