کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۵۳ - بندگانه گفتم ای سلطان گدای خود ببین...

1

بندگانه گفتم ای سلطان گدای خود ببین

گفت ای درویش ما تو پادشاهی خود ببین

2

سر بنه بر درگه ما سر از آنجا برمدار

بر در خلوتسرای ما سرای خود ببین

3

دردمندانه بیا درمان خود از ما طلب

درد درد ما بنوش آنگه دوای خود ببین

4

گوشه میخانه ما جنت الماوی بود

در چنین خوش خانه ای بخرام و جای خود ببین

5

نیک و بد گر می کنی یابی سزای خویشتن

نیک نیک اندیشه کن از خود سزای خود ببین

6

پا ز ره بیرون نهادی سنگ بر پایت زدند

بعد از این گر رهروی در پیش پای خود ببین

7

عاشقانه خوش در آ در بحر بی پایان ما

نعمت الله را بجوی و آشنای خود ببین

متن شعر کپی شد.