کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۶۶ - نور چشم مردمست از دیده عالم نهان...

1

نور چشم مردمست از دیده عالم نهان

غیر عین او که بیند نور او در انس و جان

2

گر شود روشن به نور روی او چشم و دلت

نور روی او به عین روی او بینی عیان

3

در مظاهر مظهری ظاهر شده در چشم ما

دیده بگشا تا ببینی نور او در عین آن

4

حرف حرف یرلغ عالم چو می خوانم بذوق

در همه منشور می یابم به نام او نشان

5

یک سر مو در میان ما نمی گنجد حجاب

خوش میانی در کنار و خوش کناری در میان

6

صدهزار آئینه دارد درنظر آن یار من

لاجرم هر آینه او را نماید آن چنان

7

خوانده ام علم بدیع عارفان از لوح دل

باز اسرار معانی می کنم با تو بیان

8

در خرابات فنا جام بقا نوشیده ام

فارغ خوش فارغم خوش فارغ از هر دو جهان

9

نعمت الله از رسول الله مانده یادگار

کس ندیده سیدی چون سید صاحبقران

متن شعر کپی شد.