کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۶۸ - من به او زنده توئی زنده به جان...

1

من به او زنده توئی زنده به جان

این چنین زنده نباشد آن چنان

2

نوش کن آب حیات معرفت

تا چو خضر زنده مانی جاودان

3

صورت و نقشی که آید در نظر

چو خیال اوست بر چشمش نشان

4

ساقیم مست است و جام می به دست

در سرابستان جان عاشقان

5

موج و دریا نزد ما هر دو یکیست

یک حقیقت در ظهور این و آن

6

جمله اشیاء نشان نام اوست

گرچه او را نیست خود نام و نشان

7

گفته سید حیات جان ماست

لاجرم در جان ما باشد روان

متن شعر کپی شد.