کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۸۱ - گر خدا خواهی جدا از خود مدان...

1

گر خدا خواهی جدا از خود مدان

از خدا می دان خدا از خود مدان

2

گر همه عالم به درویشی دهی

لطف می فرما عطا از خود مدان

3

فاعل مختار در عالم یکی است

در حقیقت فعل ما از خود مدان

4

ما به او محتاج و او از ما غنی

تو فقیری این غنا از خود مدان

5

از فنا و از بقا بگذر خوشی

این فنا و این بقا از خود مدان

6

درد او بخشد دوا هم او دهد

عارفا درد و دوا از خود مدان

7

در همه حالی که باشی ای عزیز

نعمت الله را جدا از خود مدان

متن شعر کپی شد.