کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۹۶ - ما آشنای خویشیم بیگانگی رها کن...

1

ما آشنای خویشیم بیگانگی رها کن

دردی به ذوق می نوش درد دلت دوا کن

2

در بحر ما قدم نه با ما دمی برآور

آب حیات ما نوش میلی به سوی ما کن

3

خواهی که پادشاهی یابی چو بندگانش

بر درگه کریمان در یوزه چون گدا کن

4

داری هوا که گردی سردار بر در او

در پای دار سر نه هم ترک دو سرا کن

5

هر مظهری که بینی جام جهان نمائیست

مظهر در او هویداست نظاره خدا کن

6

جام شراب می نوش شادی روی رندان

مستانه این چنین کار بی روی و بی ریا کن

7

با سید خرابات رندانه عهد بستی

مشکن تو عهد خود را آن عهد را وفا کن

متن شعر کپی شد.