کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۰۳ - بیا ای راحت جانم که جان من فدای تو...

1

بیا ای راحت جانم که جان من فدای تو

سر سودائی عاشق فدای خاک پای تو

2

دلم خلوتسرای تست غیری در نمی گنجد

به جان تو که جان من ندارد کس به جای تو

3

ز خورشید جمال تو جهانی نور می یابد

تو سلطانی به حسن امروز و مه رویان گدای تو

4

ندارم دستت از دامن اگر سر می رود در سر

کشم بار همه عالم برای که برای تو

5

به عشقت گر شوم کشته حیات جاودان دارم

چه خوش باشد فنای من اگر یابم بقای تو

6

خیالت نقش می بندم به هر صورت که بنماید

توئی نور دو چشم من که می بینم لقای تو

7

محب نعمهاللهم کزو بوی تو می آید

ازآن دارم هوای او که او دارد هوای تو

متن شعر کپی شد.