کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۱۲ - جان فدا کن وصل جانان را بجو...

1

جان فدا کن وصل جانان را بجو

درد دردش نوش درمان را بجو

2

عشق زلفش سر به سودا می کشد

مجمع زلف پریشان را بجو

3

بگذر از صورت چو ما معنی طلب

کفر را بگذار و ایمان را بجو

4

گنج او در کنج دل گر یافتی

گنج را بگذار و سلطان را بجو

5

ذوق از مخمور نتوان یافتن

ذوق خواهی خیز و مستان را بجو

6

گوهر این بحر ما گر بایدت

همچو غواصان تو عمان را بجو

7

همت عالی نخواهد غیر آن

گر تو عالی همتی آن را بجو

8

در خرابات مغان ما را طلب

می بنوش و راحت جان را بجو

9

نعمت الله جو که تا یابی امان

ساقی سرمست رندان را بجو

متن شعر کپی شد.