کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۳۸ - چون مردمک دیده ما گوشه نشین شو...

1

چون مردمک دیده ما گوشه نشین شو

در زاویه چشم در آ و همه بین شو

2

گوئی که منم عاشق و معشوق من آنست

عشقی به حقیقت تو همانی و همین شو

3

در کوی خرابات گرفتیم مقامی

رندانه بیا ساکن این خلد برین شو

4

سریست امانت بر ما جان گرامی

گر زانکه امانت طلبی روح امین شو

5

عاشق شو و این عقل رها کن که چنان نیست

بشنو سخن عاشق سرمست و چنین شو

6

گر آتش عشقش به تو نوری بنماید

اندیشه مکن نور خدایست قرین شو

7

با سید سرمست قدم نه به خرابات

می نوش و چو چشم خوش او عین یقین شو

متن شعر کپی شد.