کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۴۶ - هوای خویشتن بگذار اگر داری هوای او...

1

هوای خویشتن بگذار اگر داری هوای او

غنیمت دان اگر یابی در خلوتسرای او

2

نخواهی دید نور او اگر دیدت همین باشد

طلب کن نور چشم از ما که تا بینی لقای او

3

مقام سلطنت خواهی گدای حضرت او شو

که شاه تخت ملک دل به جان باشد گدای او

4

اگر دار بقا خواهی سر دار فنا بگزین

فنا شو از وجود خود که تا یابی بقای او

5

مرا میخانه ای بخشید میر جمله رندان

همیشه باد ارزانی به بنده این عطای او

6

دلم خلوتسرای اوست غیری در نمی گنجد

که غیر او نمی زیبد درین خلوتسرای او

7

چه عالی منصبی دارم که هستم بنده سید

فقیر حضرت اویم غنیم از غنای او

متن شعر کپی شد.