کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۴۸ - چشم عالم روشن است از آفتاب روی او...

1

چشم عالم روشن است از آفتاب روی او

هر چه می گویند مردم هست گفت و گوی او

2

جان چه باشد تا که باشد قیمت جانان من

هر دو عالم قیمت یک تاره ای از موی او

3

از عرب آمد ولی ملک عجم نیکو گرفت

شاه ترکستان شد از جان بنده هندوی او

4

آینه با او نشسته روبرو دانی چرا

شاه دل از جان روان یک رو شده با روی او

5

در میان با هر یکی و در کنار هر یکی

عقل کل حیران و سرگردان شده در کوی او

6

مه نبینم گرنبینم نور او در روی ماه

گل نبویم گر نیابم بوی گل از بوی او

7

جستجوی هر کسی باشد به قدر همتش

نعمت الله روز و شب باشد به جست و جوی او

متن شعر کپی شد.